بخش ۱۵ - در شاعری
مکن شاعری را شعار ای پسرکه ترسم شوی ز این هنر دربه در
به شعر آنچه افزون بگردد دروغدهد شعرت افزون صفا وفروغ
به مدح کسان از چه زحمت کشیکنی زنده او را وخود را کشی
اگر گشتی از شاعری بهره وربگو شعر اما نه از بهر زر
مگومدحی از کس برای صلهکه گردد ترا تنگ از آن حوصله
بر کس چوشعر از پی زر بریچه فرق از گدائی کند شاعری
نه مداحی از آن نه از این نماخود از شعر خود کام شیرین نما
به تجنیس شد شعر چون شعر دوستپس این دلبریها که دارد از اوست
از آن شعر از هر هنر بهتر استکه درنشئه همچون می وشکر است
می وشکرت را دهی گر به کسچه بهتر از آن داری از وی هوس
اگر شعر گوئی غزل گوهمیکه شاید برد گاهی از دل غمی