بخش ۵۳ - مناجات
الهی تو آگاهی از حال منبه باطل تلف شد مه وسال من
گر ازمن نیامد ثوابی به دهربه دوزخ مسوزانم از روی قهر
غفوری وغفاری ای دادگرز رحم ازگناهان من درگذر
الهی مکن آنچه ما را سزاستبکن آنچه شایسته کبریاست
توئی معنی هست وغیر از تونیستاگرهست اندرکجا هست وکیست
توئی بی مثال و توئی بی زوا لتوئی آفریننده ماه وسال
مکن ناامیدم ز درگاه خودکه آتش به عالم زنم ز آه خود
مپرس از من وشیوه وکیش منبنه مرحم ازعفو بر ریش من
توئی خالق خلق ورزاق خلقتو بیرون کشی خلق را جان ز حلق
طبیب دل دردمندان توئیخلاصی ده از بندوزندان توئی
بفرما بدل ظلمتم را به نورغفوری غفوری غفور ای غفور