گنج

بخش ۳۲ - در تنگدلی خودگوید

۱۱ بیت
دلی تنگ تر دارم از چشم مورولی تا بخواهی در اوخفته شور
به قد خم تر از ابروی دلبرمز گیسوی دلبر پریشان ترم
به من هفتخوان گشته این روزگارنه من پور زالم نه اسفندیار
شبم تا سحرگه زچشمان ترستاره فشان وستاره شمر
بهروزوشب وهفته وماه وسالبود اختر طالعم در وبال
ندانم چه زائیده مادر مرابه طالع چه می بوداختر مرا
سیه روزوبدحالم از درددلهمی روز وشب نالم از درد دل
دلم گشته از نیش اندوه ریشپشیمانم از زندگانی خویش
به جز اینکه خون کرده در دل مااز این زندگانی چه حاصل مرا
گر این زندگانی است مردن به استسوی آن جهان رخت بردن به است
دلی نیست بی غم در این روزگارتفوباد بر این چنین روزگار