گنج

شمارهٔ ۴۸۴

۹ بیت
همچو چهرت کی بود آتش چوزلفت دودکیز آتش ودودت جز آب چشم دیده سودکی
گه زره سازی در آتش گه به گل بازی کندگشت زلف تو خلیل الله کی داوودکی
با دل من آنچه چشم کافرت کرده است کرددرجهان فرعون کی شداد کی نمرود کی
چشم تو خونریزی پیر وجوان راکرده فرضداد پیغمبر کجا فتوی خدا فرمودکی
ازمکافات جزا غافل مشو بدچون دلمآینه رویت ز رنگ خط غبارآلود کی
همچو تو دردلبری کی بودشیرین کی ایازهمچو من در عاشقی فرهاد کی محمود کی
بی رخ توچون کنار من بود از اشک چشمدجله ها کی بحرها کی چشمه ها کی رود کی
همچو من گاهی به بزم ومجمر توسوختهشمع کی پروانه کی مشک وعبیر وعودکی
شدبلنداقبال از زلفت پریشان گفتگودود با داوود ور نه قافیه می بودکی