گنج

شمارهٔ ۴۳۲

۵ بیت
روی تو را ندیده دلم را ربوده ایدر دلبری چه چابک و چالاک بوده ای
دین ودلی سراغ ندارم دگر به کسغارت همی ز بسکه دل ودین نموده ای
داری کجا ز حالت شب های ما خبربیدار ما ز درد وتوفارغ غنوده ای
آزادی از غم دوجهان داده ای مرازنگ علایق از دل من تا زدوده ای
اقبال من بلند شد از اینکه درجهاناز عشق بر رخم در دولت گشوده ای