شمارهٔ ۴۰۳
دیوانه شد دل در برم زنجیر زلف یار کوتسبیح افتاد ازکفم آن زلف چون زنار کو
زآشفته حالی هر زمان رو سوی دیوار آورمگویم غم دل گر به کس محرم به از دیوار کو
فارغ شوداز درد وغم دل بیندار دلدار رادلدار کودلدار کودلدار کودلدار کو
گفتم که چشمت دین ودل از دست هشیاران بردگفتا ز چشم مست من آنکو بودهشیار کو
رفتم که قدترا دهم نسبت به سروبوستانکی سرو سیمین ساق شد یاچون تواش رفتار کو
گفتم که رویت را کنم تشبیه ماه چاردهکیماه مشکین موی شد یا چون تواش گفتار کو
گردد بلنداقبال را روزی اگردیدار تونازد به اقبال بلند آن بخت وآن دیدار کو