شمارهٔ ۳۸
این کیست که آفت زن و مرداستنازک اندام وناز پرورد است
از زلف چو سنبل وبه خط ریحاناز قد چوصنوبر وبه رخ ورد است
بی روی سپید وبی خط سبزشروزم سیه است وچهره ام زرد است
مرهم ننهم کزومرا زخم استدرمان نکنم کزو مرا درد است
منع دل من نمودن از عشقشافسانه پتک وآهن سرد است
همچون من اگر کشد هزاران رابر گوشه دامنش کجا گرداست
ز آن ماه به روز و شب بلند اقبالجفت غم ومحنت است تا فرداست