گنج

شمارهٔ ۲۷۶

۷ بیت
دشمنی دارنددرکار آب وآتش باد وخاکبا دلم شد پس غم یار آب و آتش باد وخاک
یار ما هم شاید ار با ما دم از یاری زندیار اگر گردند ناچار آب و آتش بادو خاک
دلبر ما را هم افتد با دل ما الفتیالفت ار گیرند این چار آب وآتش باد وخاک
یار ما از ما بود بیزار وماازجان خودتا زهم هستندبیزار آب وآتش باد وخاک
جز دل آزاری نبیند هیچکس کاری ز یارتا ز هم بینند آزار آب و آتش باد وخاک
پرورد تا همچو او شوخی وچون من عاشقیروز وشب هستند درکار آب وآتش باد وخاک
شد بلنداقبال درگیتی خداوندسخنبارهاکردند اقرار آب و‌آتش باد وخاک