گنج

شمارهٔ ۲۶۴

۸ بیت
هرکه را گم گشته دل پیدا کنش در زیر زلفمختصر گویم مطول آمده تفسیر زلف
چهر وزلفت را هر آنکس دیدرفت از کف دلشهم دل وهم جان فدای آنچه داری زیر زلف
سر بزن از زلف خود اما دگر دستش مزنز یور رخ را اگر خواهی کنی تعمیر زلف
هم قلم سر بشکند خود را وهم انگشت منچون قلم گیرم به انگشت از پی تحریر زلف
با معبر گفتم اندرخواب دیدم زلف دوستگفت روکآشفته گردی گر کنم تعبیر زلف
نه به رخ زلف امشب این دلبر پریشان کرده استکاین پریشانی شد از روزازل تقدیر زلف
موبه مو شرح پریشانی ما را ثبت کردخواست نقاش ازل چون برکشد تصویر زلف
با بلنداقبال گفتم تا به کی دیوانگیگفت تا دلبر نهد بر گردنم زنجیر زلف