شمارهٔ ۲۰۲
نگاه بر رخ خوبان اگر گناه شودمرا بهل که به رویت همی نگاه شود
اگر که پر هما نیست زلف تو از چیستبه فرق هر که زندسایه پادشاه شود
تو را چو طره سیاه است وچشم ومژه سیاهغمی ندارم اگر بخت من سیاه شود
نه همچو موی توخوشبوی گشته عنبر ومشکنه همچو روی تو تابنده مهر وماه شود
به مهر وماه نمودم شبیه روی تو راز من مرنج اگر بر من اشتباه شود
کند شبیه کس ار مهر و ماه را به رختبه پیش روی تو باید که عذر خواه شود
غبار خط به رخت ز آه من نشست آریمگر نه تیره رخ آئینه را زآه شود
تو آن گلی که چواندر چمن شوی پیدابه پیش روی تو گل خوار چون گیاه شود
به دهر خواهد اگر کس شودبلند اقبالبیایدش که به پستی چوخاک راه شود