گنج

شمارهٔ ۱۱۹

۱۰ بیت
زاهدا کم کن بلنداقبال را تکفیر و ردنام او راحرز کن چون قل هوالله احد
با گلی ومی اگر گوئی که ما دل بسته ایمتوچرا دل بسته ای بر کبر وتزویر وحسد
گر خدا جوئی کندکس چه به کعبه چه به دیرنیست جز موئی تفاوت مر صنم را با صمد
چون تو را بینم که بر گردن بودتحت الحنکیادم آید آیه فی جید حبل من مسد
ما ز معبود احدجوئیم توفیق وصفاتو همی از خلق می خواهی ، شود او مستند
تومدد جوئی به کارخود ز علم نحووفقهما به علم عشق می جوییم از یزدان مدد
تو اسد گوئی که حیوانی چنین است وچنانما چه قدرت های یزدانی که بینیم از اسد
احوالی را دور کن از دیده تا بینی درستکن جواهر سرمه ای در چشم اگر داری رمد
حد جامی چیستگو بامن زعلم ار آگهیحد می گر میزنی بر باده خواران زن به حد
منکر قول بلنداقبال اگر گردد کسینام منکر گردد او را از حروف واز عدد