گنج

شمارهٔ ۱۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نشده۱۰ بیت
ای شخص تو نشانه تیر محن شدهروحت به بارگاه صفا مرتهن شده
بی روی تو گرفته شکن روی آفتابوز رفتن تو سخن بی شکن شده
ببرید بند کیسه عمرت به دست قهراین چرخ همچو کاسه همه تن دهن شده
من در غم تو زخمه ناهید سوختهناهید در عزای تو بربط شکن شده
دیدی که چرخ خاسته ننشست تا ندیدبر قامت تو خلعت سلطان کفن شده
از بهر هفته تو شهاب و اثیر و نسرمرغ و تنور تافته و بابزن شده
ای در حریم حضرت خاصان ز طبع پاکبرده سخن به تحفه واینجا سخن شده
در باغ روزگار گیا دیده جفت زهرچون لاله رخ نموده و زود از چمن شده
رفت آن به زیر دامن شب تا به وقت صبحمن با تو در میانه یک پیرهن شده
سر رشته رضای خدایت به دست بادای پای برگرفته! و از دست من شده