گنج

شمارهٔ ۷

لاح الصباح المختفی والدیک نادی بالطربقم فاسقنی ثم اسقنی یا بدر ماء کاللهب
می ده مرا می ده مرا کاندر غمت می به مرالب بر لب امشب نه مرا کامد ز غم جانم به لب
یا من له قلبی فدا و صلا علی رغم العدیقد جاوز الهجر المدی والصبر افناه الطلب
شعر مجیر ای ماه نو بسرای بعد از راه تودر بزم شروانشاه نو شاه فریدونی نسب