گنج

شمارهٔ ۴۶

هات یا عقلی و دینی من صبابات الزمانلا تعدنی ان قلبی لیس یرضی بالامان
از سر حالت نگارا! عیش کن تا در جهانیزانکه تو طفلی درین ره حیلت گردون ندانی
لا تلومونی فانی هائم اهوی المثانیغننی قولا علیها واترک السبع المثانی
گرچه خرمن سوز عقلی ورچه شورانگیز جانیبا مجیر از روی رحمت گر بسازی می‌توانی