شمارهٔ ۳۰
وجهک لی من کل وجه حسنلو لم تکن عینک عین الفتن
ماه نتابد چو رخت بر فلکسرو نروید چو قدت در چمن
قرب منی سهرا مدنفاطرفک قد ابعد عنی الوسن
شکر تو لشکر عقلم شکستدید کسی شکر لشکر شکن؟
یا حبذا وصلک بعد النویو حبدا الفرحة بعدالحزن
درد مرا از لب درمان بدهای لب تو دارو و درمان من