گنج

شمارهٔ ۲۲

نسیم الصبا قادم اذ تبسمفقدم و قل للصبا خیر مقدم
فنیرو زنا زاده الله قدرااتانا باو فی نعیم و انعم
زهی روز شادی و نوروز خرمکه فرخنده بادی تو بر شاه عالم
پناه جهان ارسلان سایه حقکه در شرق و غرب اوست سلطان عالم
فهات علی نغمات المثانیزجاجات خمر ممالی و حرام
و سلم الی راحتی کأس راحلاسلو ببها من همومی واسلم
طرب کن چو شد کار دولت مهیاطلب کن ز ساقی نبید دمادم
جهان جز دمی نیست پس جهد آن کنکه در خرمی بگذرد آن یکی دم