گنج

شمارهٔ ۸۶

جان بر تو پاشم از دل چون دلستان ماییدل با تو بازم ای جان کارام جان مایی
خون خواره چون جهانی در خورد همچو جانیبر هر صفت که هستی جان و جهان مایی