شمارهٔ ۸۳
به خدا گر خدا روا داردکه تو یک پشه را برنجانی
چون زبانت به غیبت آلوده ستقل هوالله به هرزه می خوانی
دل یک کس اگر بیازارینیستت بهره در مسلمانی
خود نترسی ز روز گیراگیربه سر آن دو راه درمانی!
مال مظلومکان به قهر و ستمبر سر اسب و استر افشانی
بارنامه کنی که من میرمچه کنم خود تو گیر سلطانی
ره درازست لیک خواجه ضعیفزاد، نی کار چون بود دانی؟