شمارهٔ ۵۳
از زلف سر شکسته یکی حلقه در شکنبنیاد صبر ما همه در یکدگر شکن
بر جان عاشقان زن و مر جان کمین گشایصف گر ده است ور دو به یک غمزه بر شکن
با ما چو تیردار دل ای شوخ وانگهیما را هزار تیر ز غم در جگر شکن
در باغ عمر ما چو سزای تو میوه نیستگه بیخ خشک سوز و گهی شاخ تر شکن
از آه سرد ما که بکوی تو جان دهیمآوازهای گرم نسیم سحر شکن
یک بار خوش بخند و دل ما درست کنیک دم ترش نشین و کمین در شکر شکن
چون خاص عشق تست مجیر از جهان تو نیزخونش زیاده ریز و دلش بیشتر شکن