گنج

شمارهٔ ۹

۷ بیت
کس چو من در عشق سرگردان مبادکس چو من سرگشته هجران مباد
هیچ درمانی ندارد درد عشقهیچکس را درد دل درمان مباد
گر چه بنیاد دلم ویران از اوستگنج عشقش جز در این ویران مباد
گر چه جانم در غم جانان بسوختسوز جانم در پی جانان مباد
گر چه زلفش هست چوگان بلاجز دل من گوی این چوگان مباد
گر فلک بازش نیارد پیش منپیش پیش از فرصت دوران مباد
یار سلطان است ناصر بنده‌اشبنده جز در سایه سلطان مباد