شمارهٔ ۵۵
ای صورت تو همه معانیخوشتر ز حیات جاودانی
از هر شکری ز لعل شیرینپیرایه صد هزار جانی
هستی تو جهان حسن و از رخآسایش جان صد جهانی
یک ذره ز خاک آستانتبهتر که صد آب زندگانی
هستی تو به چشم و زلف و ابروکیخسرو ملک دلستانی
بخشد لب تو ز نقش خطتتوقیع بقای جاودانی
از هر چه بگویمت به خوبیآنی به یقین و بیش از آنی
در ذات مبارک تو شد ختمآیین وفا و مهربانی
هر نکته که در تصور آیداز شیوه دلبری تو دانی
چون یاد کنم ز صورت توسر تا قدمم شود معانی
چشم بد دشمنان تو دورکانصاف به کام دوستانی
ناصر ز جهان به توست خرمکز حسن و جمال صد جهانی