شمارهٔ ۴۷
آمدی لطف بیکران کردیبنده را باز شادمان کردی
حجره من ز عکس چهره توغیرت باغ و بوستان کردی
آستانم به فر مقدم خودبرتر از طاق آسمان کردی
آن چه جانم ز تو طمع میداشتاز بزرگی یکان یکان کردی
آن چه با بندگان ملوک کنندبر من دلشکسته آن کردی
تا فکندی تو سایه بر سر منبر جهانم خدایگان کردی
به دو بوسه چو خضر ناصر راصاحب عمر جاودان کردی