گنج

شمارهٔ ۱۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انکجاست۷ بیت
مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاستسخت بیماریست در جان مرهم جانان کجاست
من ز سوز هجر او خون گریه کردم روز و شبطاقت دوری ندارم، شاه غمخواران کجاست
از برای دیدن رخ ماه وش دلدار خویششوق در جانم بسی آن ماه مشتاقان کجاست
اشتیاق از حد گذشته جانب جانان ماوصل جانان کی شود آن گلشن شاهان کجاست
ماسوی المحبوب شوقی نیست در جان مراگلرخ و سیمین تن و آن نرگس مستان کجاست
این نهال بدن من از تشنگی گشت ست خشکجوی دهانم خشک گشته، آن ابر باران کجاست
گرد کویش گریه کرده یار بهر یار خویشلب لسانم خشک گشته بحر بی‌پایان کجاست