گنج

ای ایرانی (در دستگاه دشتی)

۱۱ بیت
آخر ای ایرانی!تا به کی نادانی
تا چند سرگردانی
بر اروپا بنگرشور و غوغا بنگر
کز مژگان خون رانی
باری باری بر خود کن نظریداد ازین دربدری آه ازین بی‌خبری
عزت تو جلالت و شجاعتت کو؟جلال تاریخی و آن برش شمشیر تو کو؟
کورش و دارای مهین خسرو و شاپورکزینغرش و آوای سواران جهانگیر تو کو؟
*
نه به دل گفتهٔ زردشت تورا هیچ خبرنه ز محمد خبر و نی ز علی درتو اثر
اهرمن اندر دل تو جسته مقرپند بزرگان صدمهٔ دوران رفته ز یادت به نظر
رستم دستان سام نریمان و آن جگر شیر تو کو؟