در دستگاه ماهور
۱
ز فروردین شد شکفته چمنگل نو شد زیب دشت و دمن
کجایی ای نازنین گل من
بهار آمد با گل و سنبلز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گلدل او را از جفا مشکن
بهار از گل سایبان دارددریغا کز پی خزان دارد
خوش آن کس کاو یاری جوان داردبتی تازه با شراب کهن
دلم گشت از چرخ بوقلمونچو جام می لب به لب پرخون
غم عشقت شد بر غمم افزون
شد از ستمتز دست غمت
غرق خون دل من
مجنون دل منمحزون دل من
پر ز خون دل من۲
نگارا رحمی نما به چشم ترمکه من از زلفت بتا شکستهترم
اگر بردم جان از غم دورانز درد فراق تو جان نبرم
عزیز دلم بت چگلم آبروی چمنبهار مرا خزان منما نازنین گل من