غزل ضربی (در دستگاه همایون)
باش تا پنجهٔ ناهید زند زخمه به چنگآورد اختر ما دامن مقصود به چنگ
خوش دلیها رسد از شاخ هوس گوناگونآرزوها دمد از باغ امل رنگارنگ
نور پاک احدی رفع کند ظلمت شرکخلقپاک بشری محوکند نقشهٔ جنگ
هرکه را تیر و کمانی بود از غمزه به کفنزند بر دل صاحب نظران تیر خدنگ
قهر نادان نکند آبروی علم به گوردست ظالم نزند شیشهٔ انصاف به سنگ
بعد ازین دلبر بیمهر به رغم دل ماازتعمد نکند سوی رقیبان آهنگ
نکند بار دگر یار، جفا از سر قهرنکشد بار دگر ناله بهار از دل تنگ