گنج

در رثاء سیدالشهداء (‌ع‌)

۲۱ بیت
ای فلک آل علی را از وطن آواره کردیزان سپس در کربلاشان بردی و بیچاره کردی
تاختی از وادی ایمن غزالان حرم راپس اسیر پنجهٔ گرگان آدمخواره کردی
جسم پاک شیرمردان را نمودی پاره پارههم دل شیر خدا را زین مصیبت پاره کردی
گوشوار عرش رحمن را بریدی سر، پس آنکهدخترانش را ز کین بی‌گوشوار و یاره کردی
جبههٔ فرزند زهرا را ز سنگ کین شکستیتو مگر ای آسمان‌! دل‌را ز سنگ‌خاره کردی
تا کنی خورشید عصمت را به ابر کینه پنهاندشت را ز اعدای دین پرثابت و سیاره کردی
جورها کردی از اول در حق پاکان ولیکندر حق آل پیمبر جور را یکباره کردی
کودکی دیدی صغیر اندر میان گاهوارهچون ‌نکردی شرم‌ و ازکین قصد آن گهواره کردی
چاره می‌جستند در خاموشی آن طفل گریانخود تو در یک ‌لحظه از پیکان ‌تیرش چاره کردی
سوختی از آتش کین خانهٔ آل علی راوایستادی بر سر آن آتش و نظاره کردی
خانمان آل زهرا رفت بر باد از جفایتآوخ از بیداد و داد از جور و فریاد از جفایت
آسمانا جز به کین آل پیغمبر نگشتیتا نکشتی آل زهرا را از این ره برنگشتی
چون فکندی آتش کین در حریم آل یسینز آه آتش بارشان چون شد که خاکستر نگشتی
چون بدیدی مسلم اندر کوفه بی‌یار است و یاوراز چه‌رو او را در آن بی‌یاوری یاور نگشتی
چون دو طفل مسلم اندر کوفه گم کردند ره رااز چه آن گمگشتگان را جانبی رهبر نگشتی
چون به زندان عبیداله فتادند آن دو کودکاز چه‌ رو غمخوار آن دو کودک مضطر نگشتی
چون تن آن کودکان از تیغ حارث گشت بی‌سراز چه ‌رو بی‌تن نگشتی از چه‌ رو بی‌سر نگشتی
چون شدند آن کودکان از فرقت مادر گدازاناز چه رو برگرد آن طفلان بی‌مادر نگشتی
چون حسین‌بن علی با لشکرکین شد مقابلاز چه پشتیبان آن سلطان بی‌لشکر نگشتی
چون دچار موج غم شد کشتی آل محمداز چه رو ای زورق بیداد! بی‌لنگر نگشتی
خانمان آل زهرا رفت بر باد از جفایتآوخ از بیداد و داد از جور و فریاد از جفایت