الحمدلله
می ده که طی شد دوران جانکاهآسوده شد ملک، الملکلله
شد شاه نو را اقبال همراهکوس شهی کوفت بر رغم بدخواه
شد صبح طالع، طی شد شبانگاهالحمد لله، الحمد لله
یک چند ما را غم رهنمون شدجان یار غم گشت، دل غرق خون شد
مام وطن را رخ نیلگون شدو امروز دشمن خوار و زبون شد
زبن جنبش سخت، زبن فتح ناگاهالحمد لله، الحمد لله
چندی ز بیداد فرسوده گشتیمبا خاک و با خون آلوده گشتیم
زیر پی خصم پیموده گشتیمو امروز دیگر آسوده گشتیم
از ظلم ظالم، از کید بدخواهالحمد لله، الحمد لله
آنان که ما را کشتند و بستندقلب وطن را از کینه خستند
از کج نهادی پیمان شکستنداز چنگ ملت آخر نجستند
از حضرت شیخ تا حضرت شاهالحمد لله، الحمد لله
آنان که با جور منسوب گشتنددر پیکر ملک میکروب گشتند
آخر به ملت مغضوب گشتنداز ساحت ملک جاروب گشتند
پیران جاهل، شیخان گمراهالحمد لله، الحمد لله
چون کدخدا دید جور شبان رااز جا برانگیخت ستارخان را
سدّ ستم ساخت آن مرزبان راتا کرد رنگین تیغ و سنان را
از خون دشمن وز مغز بدخواهالحمد لله، الحمد لله
پس مستبدین لختی جهیدندگفتند لختی، لختی شنیدند
ناگه ز هر سو شیران رسیدندآن روبهان باز دم درکشیدند
شد طعمهٔ شیر بیچاره روباهالحمد لله، الحمد لله
یک سو سپهدار شد فتنه را سدیک سو یورش برد سردار اسعد
ضرغام پر دل، آمد ز یک حدبر کف گرفتند تیغ مهند
بستند بر خصم از هر طرف راهالحمد لله، الحمد لله
اقبال شد یار با بختیاریگیلانیان را حق کرد یاری
جیش عدو شد یکسر فراریدر کنج غم گشت دشمن حصاری
شد کار ملت بر طرز دلخواهالحمد لله، الحمد لله
بد خواه دین را سدی متین بودلیکن مر او را غم در کمین بود
خاکش به سر شد پاداشش این بوددشمن که با عیش دایم قرین بود
اکنون قرین است با ناله و آهالحمد لله، الحمد لله
بخت سپهدار فرخنده باداسردار اسعد پاینده بادا
صمصام ایران برنده باداضرغام دین را دل زنده بادا
کافتاد از ایشان بدخواه در چاهالحمد لله، الحمد لله
ستارخان را بادا ظفر یارتبریزیان را یزدان نگهدار
سالارشان را نیکو بود کاراحرار را نیز دل باد بیدار
تا جمله گویند با جان آگاهالحمد لله، الحمد لله