گنج

مناظرهٔ ادبی (در جواب صادق سرمد از ادبای زمان)

۸۳ بیت
سرمدا! شعری که گفتی خوب بودصاف و بی‌تعقید و خوش‌اسلوب بود
مطلبش مطلوب بود
لیک تاریخی که گفتی سر بسربا حقیقت جفت نامد درنظر
فکرکن بار دگر
شاعرانی که ببردی نامشانکردی از روی ادب اکرامشان
بوده طرزی عامشان
جمله در وزن و روی هم‌مشربنددر عبارات دری هم‌مکتبند
گر جدا در مطلبند
شعر فردوسی‌، دقیقی‌وار بودفرقش اندر قرصی اشعار بود
ورنه یک هنجار بود
وان دقیقی با همه کبر و غروربود سبکش همچ سبک بوشکور
کن به اشعارش مرور
عنصریّ و فرخیّ و عسجدیزینتیّ و خرمیّ و ترمدی
یکدگر را مقتدی
کم‌کمک وضع زبان تغییر کردوان تطوّر در سخن تأثیر کرد
فکر هم توفیر کرد
گر نو آید در نظر شعر کسیاختراعی نیست در شعرش بسی
هست فکرش نورسی
فارسی بعد از مغول بر باد شدو اصطلاحات کهن از یاد شد
شعر بی‌بنیاد شد
سعدی و حافظ که نیکو گفته‌اندهر دو دنبال تتبع رفته‌اند
کهنه گوهر سفته‌اند
نکتهٔ دیگر کنم بهرت بیانشاعر اندر هر زمان و هر مکان
هست شاگرد زمان
هر زمانی فارسی یک‌طور بودشاعر آن‌طوری که‌صحبت می‌نمود
شعرهایی می‌سرود
هر کرا فکر نکو بود و قویشهرتی می‌کرد در نظم و روی
چون جناب مولوی
هر چه شاعر می‌شنید از شهر خویشهمچنان می گفت شعر از بهر خویش
مقتضای دهر خویش
رفته رفته شد زبان خام و خرابشد لغات از یاد، با هر انقلاب
گشت ملت بی‌کتاب
سبک هندی گرچه سبکی تازه بودلیکن او را ضعف بی‌اندازه بود
سست و بی‌شیرازه بود
فکرها سست و تخیل‌ها عجیبشعر پرمضمون ولی نادل‌فریب
وز فصاحت بی‌نصیب
شعر هندی سر به ملیون می‌کشیدهر سخنور بار مضمون می‌کشید
رنج افزون می‌کشید
لیک از آن ملیون نبینی ده‌هزارشعر دلچسب فصیح آبدار
کآید انسان را به کار
زان سبب شد سبک هندی مبتذلگشت پیدا در سخن عکس‌العمل
شد تتبع وجه حل
بحث بعد الموت شد مقبول عامنوبت تقلید آمد در کلام
یافت این معنی دوام
چاپ شد آثار استادان پیششاعران را تازه شد آیین و کیش
سبک‌ها شد گرگ و میش
تا به مشروطیت این رسم و نمطبود مجری‌، چه صحیح و چه غلط
لیک در ایران فقط
ازپس مشروطه نو شد فکرهاسبک‌هایی تازه آوردیم ما
شد جراید پر صدا
بدعت افکندند چند از اهل هوشسبک‌هایی تازه با جوش و خروش
لیک زشت آمد به گوش
سربسر تصنیف عارف نیک بودسبک عشقی هم بدان نزدیک بود
شعر ایرج شیک بود
لیک بودند این سه تن از اتفاقدر فن خود هرسه قاآنی مذاق
گاه لاغر، گاه چاق
بود ایرج پیرو قائم‌مقامکرده از او سبک و لفظ و فکر، وام
عارف و عشقی عوام
احمدای«‌سیداشرف‌»‌خوب‌بوداحمدا گفتن ازو مطلوب بود
شیوه‌اش مرغوب بود
سبک اشرف تازه بود و بی‌بدللیک «‌هپ‌هپ‌نامه‌» بودش در بغل
بود شعرش منتحل
بعد از آنها گشت روحانی علمآن که درشعرش «‌اجنه‌» زد رقم
خوب گوید، لیک کم
دیگری پژمان و دیگر شهریارشعرهاشان تازه است و خوشگوار
هر دو لیکن کند کار
شعر افسر محکم است‌ و یکنواختلیک غیر از قطعه‌، کمتر شعر ساخت
زی سداسی نیز تاخت
گرچه طرز قطعه‌سازی طرز نیستخاصه چون کم باشد آن را ارز نیست
مایه‌اش را ورز نیست
قطعه‌های افسر از روی یقینهست طرز قطعهٔ ابن‌یمین
لیک محدود است این
شعر سرمد هست شیرین چون عسلچامه و قطعه‌، دوبیتی و غزل
شیوه‌اش نامنتحل
من خود از اهل تتبع بوده‌امجانب تقلید ره پیموده‌ام
وز تعب فرسوده‌ام
لیک در هر سبک دارم من سخنپیرو موضوع باشد سبک من
سبک نو، سبک کهن
نوترین سبکی که در دست شماستبار اول از خیال بنده خاست
دفتر و دیوان گواست
بود در طرز کهن نقصی عظیمرفع کردم نقص اسلوب قدیم
با خیال مستقیم
سبک‌ها در طبع من ترکیب یافتتا که طرزی مستقل ترتیب یافت

-ناتمام-