گنج

داد از دست خواص

۲۶ بیت
از خواص است هر آن بد که رود بر اشخاصداد از دست خواص
کیست آن کس که ز بیداد خواص است خلاصداد از دست خواص
داد مردم ز عوام است که کالانعامندبه خدا بدنامند
که خرابی همه از دست خواص است خواصداد از دست خواص
خیل خاصان به هوای دل خود هرزه دراایمن از حبس و جزا
ور عوامی سقطی گفت درافتد به قصاصداد از دست خواص
عامی از بی‌خبری خیر ندانسته ز شراندر افتد به خطر
عالمان در پی تحصیل ملاذند و مناصداد از دست خواص
بهر محرومی عامان فقیر ناچیزقلم خاصان تیز
همچو بر خیل عجم‌، نیزهٔ سعد وقاصداد از دست خواص
عالمی عامیکی را کند از وسوسه مستسازدش آلت دست
این به جان کندن و آن یک به تفنن رقاصداد از دست خواص
عالم رند نماید به هزاران تدبیرعامیان را تسخیر
عامی ساده بکوشد به هزاران اخلاصداد از دست خواص
از پی مخزن خاصان گهر و دُر بایدصدف پر باید
چه غم ار در شکم بحر بمیرد غواصداد از دست خواص
عامیان را همه سو رانده بمانند رمهیکتن آقای همه
خلق در زحمت و او در طلب زر خلاصداد از دست خواص
در صف ساده‌دلان شور و شر افکنده ز کیدعمرو رنجیده ز زید
خود ز صف خارج و در قهقهه چون زاده عاصداد از دست خواص
دست‌ها بسته و صد تفرقه افکنده به مکردر دل خالد و بکر
تا که خود در حرم قدس‌، شود خاص‌الخاصداد از دست خواص
نفع خود یافته در تقویت جهل انامطالب حمق عوام
که صدف گم شود ار موج درافتد به مغاصداد از دست خواص
طالب راحتی نوع مباشید دگرکاین فضولان بشر
بشریت را بستند ره استخلاصداد از دست خواص