گنج

شمارهٔ ۲۹ - هُمر -‌اَبرخیس

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۱ بیت
ابرخیس از تفاخر با همر گفتکه‌ نتوانی‌ چو من‌ در شعر دُر سفت
من اندر ساعتی صد شعر سازمبه سالی چند دفتر می‌طرازم
تو در یک سال گویی یک قصیدهچو توکاهل‌به‌شعر اندرکه دیده‌؟
همر گفتش مگر نشنیده‌ای پیر!حدیث ماده شیر و ماده خنزیر
در انطاکیه خوک ماده‌ای بودزبان بر عیب شیری‌ ماده‌ بگشود
گرفت این گونه عیب از شیر مادهکه چون تو دیر در عالم که زاده‌؟
کشی بارگران حمل یکچندپس از سالی نهی یک یا دو فرزند
دو ره در سال من زهدان گشایمدو نوبت چارده نوباوه زایم
جوابش دادکای خوک شکم‌خوارفزون زادن ندارد فخر بسیار
به گیتی چند تن مفلوک زاییفزون زایی ولیکن خوک زایی
نباشد عیب من گر دیر زایمچه غم گر دیر زایم شیر زایم