بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدان
داشت اصرار شوهر نادانکه شود زن مطاوع وجدان
رخ نپوشد ز مرد بیگانهخاصه زان نوجوان فرزانه
زن ازین گفتههاکسل میشدقهر می کرد و تنگدل میشد
به حذر بود ازآن طریقه شویوبژه از آن رفیق تازهٔ اوی
سادهدل هرچه بیش میکوشیدزن رخ از غیر بیش میپوشید