گنج

فقرۀ ۱۵۲

۷ بیت

چهار کار دژآگاهی (‌نادانی‌) و دشمنی و بدی با تن خود کردن است: یکی پادیاوندی (‌یعنی‌: زبردستی و زورمندی‌) نمودن‌، دیگر درویش متکبر که با مردی توانگر نبرد آورد، دیگ‌ر مرد پیر ریژخوی که زنی برنا به زنی گیرد و دیگر مرد گشن (‌جوان‌) که زنی پیر به زنی کند.

دژآگه چهار است کز خوی بدکند دشمنی با تن و جان خود
یکی «پادیاوند» مردم گزایبه‌ هر کار و هر چیز زور آزمای
دگر نره دروبش با داروبردکه با مهتر از خویش جوید نبرد
سه دیگر کهن سالهٔ ریژخویکه هنگام ییری شود جفت ‌جوی
کرا پیر سر هست جفت جوانبود دشمن خویشتن بی گمان
چهارم جوانی که جوید زنیشود جفت پیره‌زن ربمنی
جوانی که خسبد بر پیره‌زنبود بی گمان دشمن خویشتن