شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیر کرده بود
ای جناب میرزا... از بهر چهحکم بر کفر من دلریش محزون دادهاید؟
اشتباهات عجیب و انتسابات خنکهمچو آروغ از درون سینه بیرون دادهاید
چون منی در آستانه باعث ضعف شماستزان سبب در عزل من دستور معجون دادهاید
گر برای هجو اول بود، کان هجوی نبودکز غضب رخساره را رنگ طبرخون دادهاید
ور برای دستبوسی بود، کان روز آمدملیک دیدم صلح را ترتیب وارون دادهاید
خود سراپا جوهر هجوید و بهر هجو خویشزین خریتها به دست خلق مضمون دادهاید
داد نتوان شرح نسبتها که بر این بیگناهآنچه سابق دادهاید و آنچه اکنون دادهاید
من ز شفقت هجو را هرچند کمتر گفتهاماز لجاجت لفت را هر لحظه افزون دادهاید
شاعران طوس ملعونند ای عالیجنابچون ندای جنگ با این قوم ملعون دادهاید
گفتهاید این شخص باشد دشمن دین مبیناینچنین نسبت به من یا سیدی چون دادهاید؟
در بزرگی این همه کین و لجاج از بهر چیستحضرتعالی مگر در بچگی کون دادهاید