شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوشش
اهتمام و شوق اگر یاور شودمرد خامل ذکر نامآور شود
شوق را باطل مکن در خویشتنتا ز نورش خاطرت انور شود
کاتش تابان به خاکستر درونگر بماند دیر، خاکستر شود
کودکی نقاش بشناسم که داشتآرزو تا قائد کشور شود
چون کهقائد گشتلشگر گرد کردتا به گیتی بر سران سرور شود
پس عجب نی گرز گشت روزگارمردک نقاش اسکندر شود
دیدهشدکاندر جهاناز فیض ربکودکی نجارپیغمبر شود
تاکه اوضاع جهان بر باطل استکی تواند حق ضیاگستر شود
تا بود قدر و شرف محکوم زرهرکه ناکستر، مقدستر شود
علم باید تا جهان گیرد نظامکار باید تا جهان چون زر شود
فکر دیگر باید و مردی دگرتاکه اوضاع جهان دیگر شود
خدمت استاد باید دیرگاهتاکه دانشجوی دانشور شود