شمارهٔ ۸۱ - لطیفه
مثقلی با من ز روی طنز گفتصحبت از فضلت به کشور میرود
گر ترا دستی است درعلم سیرکشف این رمزت میسر میرود
این جهان چه؟ گاو چه؟ ماهی کدامکز خیالش عقلم از سر میرود
گفتم اندر بیثباتیهای دهرزبن اشارتها مکرر میرود
یعنی این دنیاست روی شاخ گاوپشت کردی، تا به آخر میرود