گنج

شمارهٔ ۴۲ - ونیز

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: وشباد۸ بیت
شد سیه‌پوش از غم مرگ صبا بدرالملوکزین مصیبت ملت اسلام قرمزپوش باد
کرد با نیکان ستیزه‌ تا که شد همدوش مرگهرکه با نیکان ستیزد با اجل همدوش باد
عیب پاکان کرد تا خاموش گشت او را زبانهر زبان کاو عیب پاکان می کند خاموش باد
هرکه بار دوش ملت گشت مانند صبابار نعشش رهروان مرگ را بر دوش باد
بدسگال ملک و ملت بود از آن منفور شدبدسگالان را صدای مرگ او درگوش باد
نفرت ملی ‌نمایان شد به پای نعش اوبر سر این ماجرا ای دوستان سرپوش باد
پتک نفرت خورد زیرا سکه ‌مغشوش بودپتک نفرت بر سر هر سکه مغشوش باد
بهر تاریخش رقم زد کلک مشکین بهاراز قفای بدسگالان آب راحت نوش باد