گنج

شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاری

۱۲ بیت
ابوسعید که اوراست اختر مسعودبه اوج عزت چون شمس تابناک و جلی
حسین اسم و حسن رسم آن که طینت اوخود از ازل بسرشته است با ولای علی
به جان اوست مرکب سعادت ابدیبه ذات اوست مخمر شرافت ازلی
خدایگانا ای آن که در جمال وکمالبه‌ عصر خویش کنون بی‌شبیه و بی‌بدلی
فروغ دیدهٔ ملکی و دودهٔ شرفیچراغ دیدهٔ مجدی و دیدهٔ دولی
شنیده‌ام یکی از شاعران ستوده تو راکه کارها همه را می کنی تو زبر جلی
هماره کم‌محلی بایدت بدین اشخاصکه نیست چارهٔ ایشان بغیر کم‌ محلی
خدایگانا از من بگو به آن شاعرکه گفته بود: مر او را نه قیمی نه ولی
مرا ولی است ولی خدا و حجت عصرمراست قیم و قیوم‌، رب لم‌یزلی
ز بعد لطف خدا و ائمهٔ اطهارمرا تو قبلهٔ امید و کعبهٔ املی
بلی اگر نظری باید از امام مرابه تو کنند حوالت که خالی از خللی
به‌حق خالق یکتا هرآن که خصم تو شددو تا شود قدش از ضرب ذوالفقار علی