شمارهٔ ۴۵
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: وشیکرد۶ بیت
لب لعل تو می فروشی کردچشم مست تو بادهنوشی کرد
این خطاها چو دید حاجب حسنزان خط سبز پردهپوشی کرد
چه پراکنده گفت زلف، که دوشخم شد و با تو سر به گوشی کرد
راز دل با لبت نگفته، خطتسر برآورد وتیزهوشی کرد
عاقبت سست گردد اندر هجرهرکه با عشق سخت کوشی کرد
خار، هر سرزنش که کرد، بهارغنچهٔ تنگدل خموشی کرد