شمارهٔ ۱۴
بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوختکسی که علم فراموش کرد و جهل آموخت
بگو به سایهٔ دیوار دیگران خسبدکسی که خانهٔ خود را به دیگران بفروخت
وطن زکید اجانب درون آتش و مابه سر زنیم و بنالیم از اینکه آمل سوخت
شکافتیم و دربدیم و سوختیم ز جهلبه زیب پیکر ما گر جهان قبایی دوخت
بود زخون فقیرآنکه شربتی نوشیدبود ز مال یتیم آنکه ثروتی اندوخت
درین میانه بهارا نصیب رنجبر استبه هر کجا که ز بیداد آتشی افروخت