شمارهٔ ۷۱ - چه باید کرد؟
ترک ملک عجم ببایدکردرای ملک عدم بباید کرد
یا به نخجیرگاه جهل عجمکار شیر اجم ببایدکرد
به وفا و وفاق و فضل و هنرخلق را همقسم بباید کرد
وین نظامات زشت ناخوش رابه خوشی منتظم ببایدکرد
خامهای چون سنان بباید ساختنامهای چون صنم بباید کرد
کار عرض قلم بباید دیدکار در هر قدم بباید کرد
آیهٔ والقلم بباید خواندمر قلم را علم ببایدکرد
قلمی کو ببرد عرض هنرآن قلم را قلم بباید کرد
به مقالات احترامآمیزنامه را محترم ببایدکرد
زانتقادات احتشامانگیزخامه را محتشم بباید کرد
بهر بسط فضایل و حسناتفکر خیل و حشم بباید کرد
بخردان را درم بباید دادناکسان را دژم بباید کرد
چون سپردند بخردان را کارترک لا و نعم بباید کرد
خیر اصحاب خیر بایدگفتذم ارباب ذم بباید کرد
تا عذاب ستمگری بچشدبه ستمگر ستم بباید کرد
دست دزدان حکمفرما راقطع از هر رقم بباید کرد
سر رندان اجتماعی راخرد بی کیف و کم بباید کرد
وین دنی دایگان ملت رارهسپار عدم بباید کرد
از لئامت نظر بباید دوختترک اسراف هم بباید کرد
زین فضولی تجملات، چنانکبره از گرگ، رم بباید کرد
ساده گویی و ساده پوشی رابا نظافت به هم بباید کرد
کار و سرمایه و فضیلت راپیشتاز همم بباید کرد
کیسهٔ خلق را ز علم و عملپر ز زرّ و درم بباید کرد
مملکت را ز فکرهای صوابچون بهشت ارم بباید کرد
چون شد آسوده دل ز فکر شرففکر شأن و شکم بباید کرد
بی سر و بن گزافه گویی راپایمال حکم بباید کرد
با خیال درست و گفته راستپشت بدخواه خم بباید کرد
فال خوش متصل بباید زدفکر خوش دم به دم بباید کرد
سخنان بهار را با زربه صحایف رقم بباید کرد