گنج

شمارهٔ ۷۰ - صفحه‌ای از تاریخ

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابکرد۱۹ بیت
ظلمی که انگلیس در این خاک و آب کردنه بیوراسب کرد و نه افراسیاب کرد
از جور و ظلم تازی و تاتار درگذشتظلمی که انگلیس در این خاک و آب کرد
ضحاک خود ز قتل جوانان علاج خواستوان دیگری به کشتن نوذر شتاب کرد
تازی گرفت کشور و آیین نو نهادچنگیز گشت خلق و خراسان خراب کرد
کرد انگلیس آن‌همه بیداد و بر سریاخلاق ما تباه و جگرها کباب کرد
بشنو حدیث آنچه درین ملک بیگناهاز دیرباز تا به کنون آن جناب کرد
اندر هزار و نهصد و هفت آن‌زمان که روسبا ژرمن افتتاح سئوال و جواب کرد
آلمان بدید روضهٔ هندوستان به خوابتُرکش ز راه‌آهن تعبیر خواب کرد
واندر فضای شهر پتسدام‌، ویلهلمبا نیکلا به گفت و شنو فتح باب کرد
روباه پیر یافت که آلمان به قصد شرقدندان و پنجه تیزتر از شیر غاب کرد
با روس عهد بست و شمال و جنوب رااندر دو خط مقاسمتی ناصواب کرد
از غرب تا به مرکز و از شرق تا شمالتسلیم خصم چیرهٔ وحشی‌مآب کرد
بیمار گشت شاه و ولیعهد نوجوان‌روسی نمود لهجه و لگزی ثیاب کرد
روباه پیر گشت ز دربار ناامیدتدبیر شاه پیر و ولیعهد شاب کرد
افکند انقلابی و مشروطه را به ملکدرمان ناتوانی و داروی خواب کرد
وان‌گه چو دید مجلس ملی است مرد کاربا روس در خرابی مجلس شتاب کرد
از بیم هند کشور ما را کشید پیشواو را فدای منفعت بی‌حساب کرد
مجلس بر اوفتاد و محمدعلی به روسنزدیک گشت و بس عمل ناصواب کرد
زان روی در حمایت ما، مجلس عوام‌برضدکار شاه به دولت عتاب کرد