گنج

شمارهٔ ۶۱ - به شکرانه توشیح قانون اساسی

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: اد۱۹ بیت
بگذشت اردی‌بهشت و آمد خردادخیز که باید قدح گرفت و قدح داد
اول خرداد ماه و وقت گل سرخوقت گل سرخ و اول مه خرداد
آمد خرداد ماه با گل سوریداد بباید کنون به عیش و طرب داد
بر گل ‌سوری خوش‌ است بادهٔ سوریوبژه ز دست تو ماهروی پریزاد
گل شکفد بامداد از بر گلبنچون دو رخ لعبتان خلخ و نوشاد
صبح دوم کافتاب خندد بر کوهبر سر یک شاخ‌، گل بخندد هفتاد
باد به شبگیر چون زند ره بستانتاب درافتد به زلف سنبل و شمشاد
چون سر زلفین دلبری که ز جورشرفته بر و بوم عمر من همه بر باد
جور پسندند خوبرویان بر منفریاد از جور خوبروبان فریاد
ای ز جفایت شده خراب دل منهم به وفا روزی این خراب کن آباد
بیداد اکنون‌نه‌درخور است که گشتستگیتی از عدل شاه پر دهش و داد
ملک یکی خانه‌ایست بنیادش عدلخانه نپاید اگر نباشد بنیاد
داد و دهش گر بنا نهند به کشوربه که حصاری کنند ز آهن و پولاد
شکر خداوند را که داد و دهش راطرف بنائی نهاد پادشه راد
پادشه دادگر مظفر دین شاهآنکه ز عدلش بنای ظلم برافتاد
ظلم برون شد چو او درآمد بر تختفتنه فرو شد چو او ز مام جهان زاد
فر و بزرگی بیامد ار ز بر عرشدست بکش پیش تخت شاه در استاد
خرم‌و شاداست‌بخت‌شاه که گشته‌استکشور از او خرم و رعیت از او شاد
ار جو کازاین بنای فرخ قانونملک بماند همیشه خرم و آباد