گنج

شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: ندگیاست۱۰ بیت
تن زنده والا به ورزندگی استکه ورزندگی مایهٔ زندگی است
به ورزش گرای و سرافراز باشکه فرجام سستی سرافکندگی است
به سختی دهد مرد آزاده تنکه پایان تن‌پروری بندگی است
دلی بایدت روشن و تن‌درستاگر جانْت جویای فرخندگی است
کسی کاو توانا شد و تندرستخرد را به مغزش فروزندگی است
هنر جوی تا کام یابی و نازکه جویندگی راه یابندگی است
ز ورزش میاسای و کوشنده باشکه بنیاد گیتی به کوشندگی است
درخشیدنِ این بلند آفتابز بسیار کوشی و گردندگی است
نیاکانْت را ورزش آن مایه دادکه شهنامه زایشان به تابندگی است
تو نیز از نیاکان بیاموز کاراگر در سرت شور سرزندگی است