شمارهٔ ۱۲۸ - لاله زار
چون پای خرد خرد نهادی به لالهزارخوبان بخند خندکشندت میان کار
زان خردخرد، خورده شوی در شکارشانکان خند خند، خندهٔ شیرست بر شکار
الوان رنگ رنگ فرو هشته از یمینخوبان طرفه طرفه، روان گشته از یسار
زان رنگ رنگ، رنگ شوی درخم فریبزان طرفه طرفه، طرفه درافتی به دام یار
زلفان حلقه حلقه، به دلها زند ترنگصهبای جرعه جرعه، ز سرها برد خمار
زان حلقه حلقه، حلقهٔ مارست شرمگینزان جرعه جرعه، جرعهٔ زهر است شرمسار
تفریح توده توده؛ ز پیش نظر دوانتحریک دسته دسته، به پای هوس نثار
زان توده توده، تودهٔ ثروت شود تباهزان دسته دسته، دستهٔ اسکن شود بخار!
آوخ که نرم نرم، حریفان نادرستگیرند گرم گرم، ترا نیز در کنار
زان نرم نرم، نرم کند دندهات مرضزان گرم گرم، گرم شوی با بلا دچار
گیرند دفعه دفعه، زنان تنگ در برتوز بوسه دانه دانه، کنندت گهر نثار
زان دفعه دفعه، دفعه کشد بر سرت بلازان دانه دانه، دانه زند بر تنت هزار
امراض گونه گونه کند بر تنت هجومو املاح، شیشه شیشه کشد در برت قطار
زان گونه گونه، گونهٔ سرخت شود تباهزان شیشه شیشه، شیشه ی عمرت شود فکار
سفلیس جسته جسته کند درتنت نفوذسوزاک رفته رفته زند بر سرت فسار
زان جسته جسته، جسته و ناجسته منفعلزان رفته رفته، رفته و آینده شرمسار
ادرار قطره قطره چکد از سر قضیبادبار، لکه لکه فتد درته ازار
زان قطره قطره، قطرهٔ زهرت چکد به کامزان لکه لکه، لکهٔ ننگ آیدت به کار
از درد، لحظهلحظه بریزی به رخ سرشگکزتنت لقمه لقمه خورد چنگ روزگار
زان لحظه لحظه، لحظهٔ عمر عزیز تلخزان لقمه لقمه، لقمه ی آمال ناگوار
زر داده مشت مشت به داروگر و طبیبوافتاده پایه پایه ز قدر و ز اعتبار
زان مشتمشت، مشتتو نزدیکخلقباززان پایه پایه، پایهٔ افلاست استوار
هر روز پرده پرده تنت کاسته ز رنجهر صبح کاسه کاسه دواکرده زهرمار
زان پرده پرده، پردگیان تو مویه گرزان کاسه کاسه، کاسهٔ عمر تو مویه دار
جفت تو زار زار، بدرد تو مبتلازهدانش شرحه شرحه و اندام نابکار
زان زار زار، زار بگرید بر او پدرزان شرحه شرحه، شرحه دل مام داغدار
فرزند قطعه قطعه برآرندش از رحمماماش، پنج پنج و اطباش، چار چار
زان قطعه قطعه، قطعشده مام رانفسزان پنجپنج، پنجه بهخون جنین، نگار