گنج

بخش ۷ - تمثیل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۶ بیت
بی‌نمازی با یکی از اهل رازخواست گوید علت ترک نماز
گفت : هر وقتی که کردم قصد آنآفتی آمد به مالم، ناگهان
و آن دگر گفتش که من کردم نمازمدتی بسیار و شبهای دراز
تا برون آیم ز فقر و احتیاجگیرد آن دکان و بازارم رواج
حاصلی از وی توقع داشتمچون نشد، یکبارگی بگذاشتم
این بود احوال جهال، ای عزیز!این بودشان پایهٔ قدر و تمیز
واجبی را در خیال، این گمرهانکرده‌اند از جهل خود، ممکن گمان
داده نسبت بخل یا غفلت به ویدر مقایل، خویش را دانسته شیء
غیر ممکن، کی ز ممکن کرد فرقآنکه در دریای تشبیه است غرق
تا نشد اوصاف امکانیش فهمکی تواند دید کوته، دست وهم
ساحت عزت، چه سان داند بریاز خلاء و سطح و بعد جوهری
تا ندانسته است اعراض عددبر چه معنی خواهدش گفتی احد
هرچه گوید، در رضا و در غضبزان منزه‌دان، جناب قدس رب
گرچه تقدیس خداوند صمداز ره تقلید هم ممکن بود
زان جهت گوییم: جمعی از عوامیافته در سلک اسلام، انتظام
لیک، این اسلام، حکم ظاهر استتا برون آید ز گبر و بت‌پرست
گرنه فضل از حق خود دارد قبولکی شود مقبول تقلید اصول
بلکه آن تقلید هم از مشکلاتاصل مطلب چون بود از غامضات
ز آن، نبی مجمل رساند اول پیامکه در آن منظور بودش خاص و عام
رفته رفته، عقلها چون شد قوییافت بسطی مجملات معنوی
آنکه از علم سیر دارد خبرکرده در اقوال معصومین نظر
دیده اجمالات و تفصیلاتشاندر تکلم، مختلف حالاتشان
سائلی پرسید از تفویض و جبرتا شناسد، کیست در امت چو گبر
گفت: تفویض، آنکه اعمال تمامحق مفوض کرده باشد بر آنام
راست گفت؛ این نیز تفویضی بدستلیک، آن نه کز پیمبر واردست
چون نبودش تاب استعداد و درککرد زان تفسیر، این تفیض، درک