بخش ۱۳ - فی ماهیة الذوات
هر یک از موجود، با طوری وجودبهر او موجود شد، انسان نمود
بود امر ممکنی از ممکناتدر ازل ممتاز از غیرش به ذات
بود اما بودنی علمی و بسحد علم ارچه نشد مفهوم کس
مأخذ کل، قدرت بیمنتهی استبیکم و بیکیف و أین و متی است
داشت از حق، بهر حق را هم ظهورخواهی ار تمثیل وی، چون ظل و نور
ظل، قدرت بود، کل، قبل الوجودهم ز حق، از بهر حق معلوم بود
چون معانیشان ز یکدیگر جداستگر تو ماهیاتشان خوانی، رواست
زانکه ماهیت ز ماهو مشتق استزان به هر یک صدق، تشبیه حق است
آنچه میگویم، همه تقریب داننیست جز تقریب در وسع بیان
این بیانات و شروح، ای حق شناسجمله تمثیل و مجاز است و قیاس
وه! چه نیکو گفت دانای حکیماز پی تمثیل قدوس و قدیم:
ای برون از فکر و قال و قیل منخاک بر فرق من و تمثیل من