گنج

غزل شمارهٔ ۲

ای خاک درت سرمهٔ ارباب بصارتدر تأدیت مدح تو خم، پشت عبارت
گرد قدم زائرت، از غایت رفعتبر فرق فریدون ننشیند ز حقارت
در روضهٔ تو خیل ملایک، ز مهابتگویند به هم مطلب خود را به اشارت
هر صبح که روح القدس آید به طوافتدر چشمهٔ خورشید کند غسل زیارت
در حشر، به فریاد بهائی برس از لطفکز عمر، نشد حاصل او غیر خسارت