گنج

غزل شمارهٔ ۱۴

الهی الهی، به حق پیمبرالهی الهی، به ساقی کوثر
الهی الهی، به صدق خدیجهالهی الهی، به زهرای اطهر
الهی الهی، به سبطین احمدالهی! به شُبَّیر، الهی! به شُبَّر
الهی به عابد! الهی به باقرالهی به موسی، الهی به جعفر
الهی الهی، به شاه خراسانخراسان چه باشد! به آن شاه کشور
شنیدم که می‌گفت زاری، غریبیطواف رضا، چون شد او را میسر:
من اینجا غریب و تو شاه غریبانبه حال غریب خود، از لطف بنگر
الهی به حق تقی و به علمشالهی به حق نقی و به عسکر
الهی الهی، به مهدی هادیکه او مؤمنان راست هادی و رهبر
که بر حال زار بهائی نظر کن!به حق امامان معصوم، یکسر