گنج

شمارهٔ ۴۰ - حکایت

شنیدم که نادر شه سنگدلگذر کرد بر زاهدی تنگدل
چنین گفت با گوشه گیر نژندکه: امروز الحق تویی سر بلند
که کردی ازین ملک فانی گذشتنکردی ز همت دگر بازگشت
بگفت آنکه بودش ز دانش بسیجکه همت نخواهد گذشتن ز هیچ
تو در کار همت کمر بسته‌ایکه از ملک باقی نظر بسته‌ای